|
کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست بهترینم.... امواج تنهایی مثل خنجر در قلبهایمان مینشیند .... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی میکردی.... با نبودنت در کنارم گویا در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته در جاده ای که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است.... آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم.... و ای کاش تو در کنارم بودی دلم بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که نیستی ....
افلاطون مي گه: اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه...
هر چی مهربونتر باشی هر چی صادق تر باشی بيشتر بهت دروغ ميگن!!! هر چی دلسوزتر باشی بيشتر سرت کلاه ميذارن!!! هر چی قلبتو آسونتر در اختيار بذاری راحت تر لهش ميکنن!!! هر چی آرومتر باشی فکر ميکنن آدم ضعيفی هستی!!! هر چی بيشتر به فکر ديگران باشی بيشتر حقتو ميخورن!!!
حواست هست كه داري همه چيزو ازم مي گيري؟ قلبم رو گرفتي از همه مهمتر عقلم رو گرفتي....!!!!!! اما مي دوني چرا جاي خالي هيچكدوم رو حس نميكنم؟؟ چون تو رو جاي همشون بدست آوردم
حواست هست كه داري همه چيزو ازم مي گيري؟ قلبم رو گرفتي از همه مهمتر عقلم رو گرفتي....!!!!!! اما مي دوني چرا جاي خالي هيچكدوم رو حس نميكنم؟؟ چون تو رو جاي همشون بدست آوردم
يا دت نره دوستت دارم دار و ندارم رو بگير مال خودت، مال چشات خورشيد و بردار و بيار آفتابي شو به خاطرم قرارمون يادت نره دير نكني، منتظرم قرارمون يادت نره دوستت دارم يادت نره قرارمون ساعت عشق كنار دلشوره زدن كنار دلواپسي و ترس يه وقت نيومدن عاشقم و عاشق تو از همه ديووونهترم قرارمون يادت نره دير نكني منتظرم قرارمون يادت نره دوستت دارم يادت نره قرارمون كنار گل كه سر بزير عطر توست تو چين چين دامني که هزار تا بغضو ميشه شست خورشيد و بردار و بيار آفتابي شو به خاطرم قرارمون يادت نره دیر نکنی منتظرم ...
دلم تنگ است و دلگیرم بسی غم در دلم آکنده و تنها و غمگینم نمی آید کسی دیگر بگیرد دست سردم را میان دست گرم خود فشارد تا که شاید غم نخواهد تا مرا آزار دارد نمی آید کسی دیگر بگوید جرفی از جنس گل اطلس با هین تنها به این بی کس به این زندانی پر بسته مانده در قفس نمی آید بگوید حرفی از جنس گل مهتاب به این تنها به این بی تاب دلم تنگ است و دلگیرم خداوندا خداوندا
آغوش تو گناه نيست من در آغوش تو آرامش يافته ام كه هيچ گناهي با آرامش مانوس نيست آغوش تو گناه نيست من در آغوش تو امنيت را احساس كرده ام كه در هيچ گناهي امنيت محسوس نيست آغوش تو گناه نيست من در آغوش تو تمام زيبايي را لمس كرده ام كه در هيچ گناهي زيبايي ملموس نيست پس امانم بده كه تا ابد در دل اين زيبايي آرامش يا
روز ها رو یادت میاد ؟ همه اون روزهايي رو كه گذشتند؟ همونايي كه گذشتنو خاطراتمونو موندگار كردن نه مهم نيست موندگار شده باشن يا نه مهم با هم بودنمون بود مهم اون موقع دلتنگيت بود كه دلتو بهم دادي چي؟ ندادي؟؟كلك پيش خودمه گازش مي گيرما! دردت ميادا! . . . بارون قدم زدن تو هواي بعد از بارون بوي شمال واي چالوس دلم ميخواد تو يه جاي دنج و خلوت كنار تو باشم باهات حرف بزنم سربه سرت بذارم . . . دوست دارم با تو باشم همين ديگه هيچي نميگم ...
زخمها و دردهای آدم سرمایه ست...! و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد.
مثل يه قاصدك.. در ميا باد گم شدم.. مي خوام بيام پيشت.. مي خوام .. خبر.. مرگمو بهت بدم...!
بـــــــی خیال...! تو مدت هاست مرده ای...! و من مدت ها را کشته ام... بـــــس کن...! خیالت هم مرده... از تو ... چیزی نمانده... به جز خاطراتی که پوسیده که حالا... با گذر باد همراه شده......! به جز من که حالا پوست انداخته ام... و از تو خارج شدم... دور باش...! نمی خواهم حتی کفش های کتانی ات... در مسیر من قرار گیرد...! گمـــــــــــــشـــــــــــــــــو!!! ... ..
عادتم داده ای که وقتی دستت روی گردنم میلغزد آه بکشم آروم و با احساس و تصور کنم که خوشبختم و چشمانم مثل همیشه پر از اشک نشود بغض نکنم و آه بکشم و بگویم خوشبخت ترم کن با...
تو نفس عمیق بکش من تا پنج میشمارم اون وقت جدایی روحتو از کالبد جسمت حس کن 1 2 3 4 5 اما تو حس نمیکنی چون نیستی چون رفتی و من تنهای تنها رفتم تو خلا پرواز کردم تا اوج روح بی تو وجودم تهی شد از همه دردها و رنج ها و زخم ها و بغض ها و باز هم تو نبودی
از بازی با کلمات خوشم میآید
|
About![]()
نام:وستــــــرن
Home
|